|
|
|||||||||||||
|
اینم ازین اقای ابر شلوار پوش
هیچ اگر سایه داشت
من همان سایه ی هیچم
من خسته و شکست خورده ام دیگر چیزی برای ماندن ندارم وقتی مرگ مرا فریاد میزند من خسته و شکست خورده ام تو این عشق را نگه دار
پی.اس: دیگر در رویایم نیستی و دلت کبوتر آشتی ست در خون تپیده
به بام تلخ با این همه چه بالا چه بلند پرواز میکنی فقط دوست دارم کوتاه بهت بگم:
می مخور با همه کس،تا مخورم خون جگر
امشبم گذشتو کسی مارو نکشت
یار دبستانی من
فکر نمی کنی سال ۸۸ وقتشه؟؟ نقابتونو وردارین وقتش رسیده دیگه گندشو دراوردن یا بیابان در دلم خانه کرده
یا این جاده ها با من راه نمی ایند که اینچنین خود را در کویر می بینم این سطرها هیچ ربطی بهم ندارند می توان مثل زندگیم از آخر خواندشان.
ماه دلتنگ می داند
که ماهی ها پرواز نمی کنند چراکه آب٬عکس ماه را دزدیده است
|
|
|||||||||||
|
|||||||||||||